ميرزا خانلرخان

274

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

شرح فرايد ، بر شيخ ايراد كردند و جواب نگفت و شيخ موسى او را تكفير كرد ، حكايت كرد . روز دوشنبهء بيست و هشتم . صبح آخوند ملا على به بازديد من آمدند . مدتى صحبتهاى خوب داشتند . بعد از رفتن ايشان رفتم بازار به كارخانه‌اى كه سنگ معدن آب مىكنند . دو سه پارچه سنگ كه از معدن نقره ، سه فرسخى مشهد مقدس برداشته بودم ، دادم آب كردند ، هيچ نداشت . وقت عصر رفتم به بازديد ميرزا على نايب درخش . صدر هم آمد آنجا . بعد از ساعتى سه نفر از افنديهاى جلگهء سنى خانه كه براى تعزيت به بيرجند آمده بودند ، آمدند آنجا . ملا ابراهيم كه ملاى آنهاست ، ملا اسمعيل كه مرشد آنهاست با يك ملاى ديگر ، قدرى عنوان صحبت با آنها كردم . از بس صدر درخشى نفهميده حرفهاى لاطايل به ميان آورد ، مجال گفتگو نشد . وعده به مجلس ديگر شد . روز سه‌شنبهء بيست و نهم . صبح رفتم به ديدن افنديها ، يكى در باب غصب فدك « 1 » ، ديگر در باب مقاتلهء « 2 » معاويه با قشون اسلام كه در ركاب حضرت

--> ( 1 ) - موضوع غصب فدك چنين بوده است كه حدود سال هفتم هجرت ، حضرت رسول اكرم ( ص ) پس از جنگ مدينه به تنبيه يهوديان پرداخت . زيرا آنان پيمان خود را شكسته بودند و در موقع خطر با دشمنان رابطه برقرار كرده بودند . حضرت محمد ( ص ) به خيبر حمله كرد و پس از آنكه يهوديان آن قلعه را مغلوب نمود ، به درخواست آنان در همان‌جا ماندند به شرط اينكه نصف محصول را به مسلمين واگذارند . اين فتح ، يهوديان قلعهء فدك را ترساند و به مصالحه راضى شدند . چون قلعهء فدك بىجنگ به دست مسلمين آمد ، خالصهء پيغمبر گشت . در تاريخ ايران تأليف دكتر عبد الحسين زرين‌كوب صفحه 320 چنين آمده : « . . . جاى ديگرى كه نيز ابو بكر با نازك‌دلى كه داشت زياد سختى نشان داد ، در داستان فدك بود كه آن را از فاطمه دختر پيغمبر باز داشت و با سختى و خشونت ادعاى او را رد كرد و گفت از پيغمبر ميراث باز نمىماند آنچه مىماند صدقه است . » ( 2 ) - موضوع جنگ صفين ميان حضرت على ( ع ) و معاويه حكمران شام ، در -